تبليغاتX
html> جوک های بسیار جالب

 

چهار نفر بودند که اسمشان اين ها بود :‌

 

_ همه کس ،

_ يک کسي ،

_ هر کسي    ،

_ هيچ کس .

 

کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که  يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي  مي توانست اين کار را بکند ،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد .

 

يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را  نخواهد کرد.

 

سرانجام داستان اين طوري تمام شد  که هر کسي   يک کسي  را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که  همه کس مي توانست انجام بدهد

|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 17:11 |
 جوک

۱-اتوبوسي آرام از سرازيري خيابان پايان مي‌رفت و حیف نون به دنبال آن مي‌دويد. يه نفر بهش گفت: فكر نمي‌كنم بتوني بهش برسي. حیف نون با نگراني گفت: دعا كن برسم، چون من راننده آن اتوبوسم

حیف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!

حیف نون يه جسد مي بره پزشكی قانوني. بهش ميگن: چطور مرده؟ ميگه:سم خورده. ميگن: پس چرا زخميه؟ ميگه: آخه نمي خورد!
*********************************************************************
۲-يه نفر داشته توي دريا غرق مي شده، بلند بلند داد مي زده: كمک! من شنا بلد نيستم! حیف نون داشته رد مي شده. ميگه: حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم

*********************************************************************

۳-حیف نون ميره جهنم دمپايیشو پرت مي كنه توي بهشت، به خدا ميگه: برم دمپايمو بيارم

*********************************************************************

۴-حیف نون سوار گاو مي شه... گاوه هي مي گفته: موو موو... حیف نون ميگه خفه شو! اول مو بعد تو

يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم. امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم.
تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر مي كنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم
*********************************************************************
۵-از حیف نون می پرسن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب مي کني چه احساسي داري؟ ميگه احساس گناه! ميگن چرا؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست!
*********************************************************************
۶-از حیف نون می پرسن تو جوونیات ورزش می کردی؟ می گه هالتر می زدم. می پرسن حالا چی؟ می گه حالا حال ندارم، تِر می زنم!

*********************************************************************
۷-يه روز يه آدم مهم براي بازديد به يه تيمارستان رفته بوده. موقع بازديد يكي از ديوونه‏‌ها شروع مي‌كنه به مسخره كردن طرف. يارو عصباني مي‌شه و مي گه: مرتيكه، تو خجالت نمي‌كشي؟ من فلاني هستم! در همين حين يه ديوونه ديگه از اون طرف مياد سراغش و ميگه: غصه نخور، تو هم خوب مي‏شي. اوني رو كه اون گوشه نشسته مي‏بيني؟ وقتي اومد اينجا مي‏گفت: من ناپلئون بناپارتم، الان خوب شده، تو هم خوب مي‏شي.

حیف نون ميره در خونه دوستش و هر چي در مي زنه كسي در رو باز نمي كنه. با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم

*******************************************************************************

۸-پسره اونقدر به دوست دخترش نامه مي ده كه بالاخره دختره با نامه رسون ازدواج مي كنه

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 13:41 |
 جوک

۱-به گربه چینی می گن اسمت چی؟ه میگه: میونگ!

*********************************************************************

۲-حیف نون با دوستش با لگد می زدن تو شکم همدیگه. يکي از اونجا رد مي شده مي گه شما دو تا دردتون نمي گيره ؟ ترکه مي گه نه پوتين پامونه!
*******************************************************************************

۳-حیف نون تو توی جنگ بیسیم چی بوده. بیسیم می زنه می گه من 5000 نفر رو اسیر کردم. بیابد ببریدشون. بهش می گن خوب خودت بیارشون. می گه: آخه اینا نمی ذارن من بیام!

*********************************************************************

۴-از حیف نون می پرسن دوست داری چه جوری بمیری؟ می گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهای اتوبوسش در ترس و وحشت!

*********************************************************************

۵-حیف نون با غضنفر شطرنج بازی می کنه، شاه دق می کنه!

عجب رسمیه رسم زمونه / خونه مون عیدا پر مهمونه / می رن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه!
کجاست اون کیوی؟ چی شد نارنگی؟ کجا رفت اون موز؟ خدا می دونه!
جعبه خالی ِ شیرینی هنوز / گوشه ی طاقچه پیش گلدونه / عطرش پیچیده تا آشپزخونه شیرینیش کجاست؟ خدا می دونه!
می رن مهمونا از اونا فقط جعبه ی خالی به جا می مونه!
از بس خونه رو به هم می ریزن آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه!
یکی نیست بگه خدا وکیلی جای پوست پسته توی قندونه؟
*********************************************************************

۶-از حیف نون می پرسن تو چرا ریش نداری؟ می گه من به مامانم رفتم!

دو تا سوسک پولدارازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی!
*********************************************************************
۷-به حیف نون می گن: ای زن ذلیل! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!
*********************************************************************
۸-پنج تا داداش پولاشونو رو هم می ذارن تاکسی می خرند. بعد از چند وقت ورشکست می شن. اگه گفتی چرا؟ آخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی!
*********************************************************************
۹-عزراییل میاد سراغ حیف نون. حیف نون خودش را می زنه به مردن!
*********************************************************************
۱۰-به حیف نون می گن با مردان آنجلس جمله بساز میگه: زنانه اینجاست مردانه آن جلست.
*********************************************************************
۱۱-از
دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره!
*********************************************************************
۱۲-آقای دست و دل باز تو خواب می بینه به یه فقیر 1000 تومان داده. بلند می شه می گه: عجب کابوسی بود!

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 14:0 |
 خطای دید
 خطای دید

خطای دید

خطای دید

خطای دید

خطای دید

خطای دید

خطای دید

خطای دید

خطای دید

خطای دید

خطاید دید

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 15:9 |
 جوك
۱طرف دماغشو مي كشه بالا چشماش سبز مي شه!!!

 ۲آبادانيه سوار اتوبوس واحد تهران ميشه راننده بهش ميگه اين بليط كه مال آبادانه .اينجا تهرون داداش ! آبادانيه ميگه كوكا رو بليطو خوب بخون . نوشته آبادان و حومه !

 ۳يارو ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جاميگيره؟ ميگن: نه. يارو ميگه: …ها! پس حتماٌ برج ايفله

 ۴آبادانيه داشت رد ميشد ديد دارن يه نفرو ميزنن .گفت چرا ميزنيدش ؟ گفتند فلان فلان شده ادعاي پيامبري ميكنه . گفت دروغ ميگه من اونو نفرستادم.

۵اون چيه كه اولش منم دومش تويي سومش زبان
.
.
.
.
.
.
اي بابا تو ديگه چه قدر خنگي خب معلومه ديگه گل گاو زبان

۵از يارو مي پرسن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد؟ مي گه يه سازماني به وجود اومد به نام يونسكو

۶به يه نفر ميگن با ماشين جمله بساز ميگه ميياين همساي ما شين؟

|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 23:46 |
 خطاي ديد
اگر شما به (+) خیره شوید و نگاه کنید نقطه ی در حال گردش به رنگ سبر می آید.حالا با تمرکز مدتی به (+) نگاه کنید.خواهی دید که نقطه های صورتی اطراف حذف خواهند شد و فقط نقطه ی سبز در حال گردش دیده می شود!

خطاي ديد

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ساعت 1:18 |
 ده تا جوک نظر یا ده نون نره
۱)بچه تهرون ميره خونه خداوقتي كه برميگرده ميگه هيچ جا خونه خودادم نميشه.

                                              ***

 ۲)عرب مي گوزه كونش رگ به رگ مي شه

                                              ***

۳)يه روز يه نفر يكدونه جيرجيرك پيدا ميكنه،تا صبح روغن کاریش میکنه

                                              ***

۴)يه روزیه ترکه از خواب بيدار ميشه مي خواست بره دستشويي مي ره كارشو انجام مي ده مياد وقتي برگشت براي زنش تعريف ميكنه كه من رفتم دستشويي در را باز كردم لامپ روشن شد وقتي درو بستم برق قطع شد زنه تركيه دادش مي ره هوا كه مرد خاك توي سرت دوباره رفتي توي يخچال شاشت كني

                                              ***

۵)يه روز موشه ميره به داروخانه ميگه اقا مرگ من داريد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
                                              ***
۶)يه روز يه راننده با سنش درد ميگيره ميره دكتر ,دكتر چراغ قوه را ميدازه رو با سنش ,يارو ميگوزه دكتر ميگه اين چه كاري بود يارو ميگه ما راننده ها تو مرامون نيست يكي چراغ بده ما بوق نزنيم

                                              *** 

۷)يه روز يه نفر توي اتوبوس عاشق ميشه سريع شماره اتوبوس را يادداشت ميكنه
                                              ***

۸)يه افغاني ميره تهران ميبينه همه استين كوتاه پوشيدن مي گه پس اينا با چي دماغشونوپاك ميكنن

                                              ***

۹)يه روز یه لوره با يه جاهل توي يه اتوبوس سوار بودن وسط راه پيرزنه مي گوزه بعد جاهله بلند داد مي زنه خانم ها اقايون من بودم كه گوزيدم لوره كه از مرامه جاهله خوشش ميادوميبينه كه به خاطر ابروي پيرزن گفت من بودم موقع پياده شدن ميگه خانم ها اقايون از اينجا تا اخر خط هر كي گوزيد من بودم

                                              ***

۱۰)به يه نفر ميگن با ماتيز جمله بساز ميگه ماتيز يور نيم

                                           

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 15:59 |
 
یارو تو دستشوئي بوده پسرش زنگ ميزنه ميگه بابا کجائي ؟ یارو ميگه يه جاييم . 

پسرش ميگه مامان گفت نهارنداريم هرجاهستي همونجا يه چيزي بخور.
*******************************************************
اگر خواهان مهاجرت به كانادا هستيد تا سبتامبر با ما تماس بگيريد . ""گروه غازهاي
وحشي مهاجر""

*******************************************************
یارو ميره پارتي فرداش دوستش ميگه ديشب خوش گذشت؟ميگه آره خيلي باحال بود من را هم خيلي تحويل گرفتن اسم يه گل هم روم گذاشته بودن هي مي گفتن اسگل بايد برقصه اسگل بايد برقصه
*******************************************************

به يه نفر ميگن حموم چند بخش ميگه دو بخش: مردونه , زنونه

*******************************************************
یارو توي خيابون راه ميرفته مي بينه يك خر پشت سرش راه مياد.یارو به خر ميگه تو كي هستي ...خر ميگه!ها من وجدانت بيدم

*******************************************************

 به يك یارو ميگن خداحافظ ميگه اين چه طرز سلام كردنه ؟


يه یارو 1000 تومني ميندازه صدقه هر كي از اونجا رد ميشه ميگه :زحمت نكشيد من حساب كردم

یارو زنش سبزه بود 13 بدر ميندازدش تو آب

*******************************************************

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 ساعت 17:13 |
 
يك روز يك مرده ميخوره به نرده برميگرده

لره ميگوزه بچه هاش حسابي ميخندن دعا ميكنه ميگه خدايا اين خوشحالي رو هيچ وقت از بچه هام نگير.

نفرين 2007:الهي عاشق قول مراد بشي هر چي دوست دارم بگه ها

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 20:58 |
 
به یارو ميگن اسم امام ها راحفظ كن.تركه ميره روي لباسش مي نويسه.بهش ميگن خوب بگو.ميگه
1-علي
2-حسن
2-حسين
3-هاكوپيان
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 20:57 |
 
یارو پري دريايي مي بينه ميگه: واي چقدر قشنگي زن من ميشي؟
پري ميگه: منكه آدم نيستم
یارو ميگه:فكر كردي من آدمم
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 20:57 |
 
يك روزيك قورباغه با طوطي ازدواج ميكند اسم بچهايشان مي گذارندقوطي
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 20:55 |
 
يه لره داشته هلو ميخورده. به تهش كه ميرسه ميگه ايول. توش گردو هم هست
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 20:55 |
 جوک
به اندازه تمام موهای سرم دوستت دارم ازطرف حسن کچل ..!
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 20:55 |
 جوک
سخت ترين سوال كنكور86
1)هه هه هه هه هه
2)هه هه هه هه هه
3)هه هه هه هه هه
4)هه هه هه هه هٍٍُه
دركدام گزينه قل مراد داره گريه مي كنه؟
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 20:54 |
ارسال ايميل

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












http://elga2r.blogfa.com