۱-اتوبوسي آرام از سرازيري خيابان پايان ميرفت و حیف نون به دنبال آن ميدويد. يه نفر بهش گفت: فكر نميكنم بتوني بهش برسي. حیف نون با نگراني گفت: دعا كن برسم، چون من راننده آن اتوبوسم
حیف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!
حیف نون يه جسد مي بره پزشكی قانوني. بهش ميگن: چطور مرده؟ ميگه:سم خورده. ميگن: پس چرا زخميه؟ ميگه: آخه نمي خورد!
*********************************************************************
۲-يه نفر داشته توي دريا غرق مي شده، بلند بلند داد مي زده: كمک! من شنا بلد نيستم! حیف نون داشته رد مي شده. ميگه: حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم
*********************************************************************
۳-حیف نون ميره جهنم دمپايیشو پرت مي كنه توي بهشت، به خدا ميگه: برم دمپايمو بيارم
*********************************************************************
۴-حیف نون سوار گاو مي شه... گاوه هي مي گفته: موو موو... حیف نون ميگه خفه شو! اول مو بعد تو
يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم. امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم.
تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر مي كنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم
*********************************************************************
۵-از حیف نون می پرسن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب مي کني چه احساسي داري؟ ميگه احساس گناه! ميگن چرا؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست!
*********************************************************************
۶-از حیف نون می پرسن تو جوونیات ورزش می کردی؟ می گه هالتر می زدم. می پرسن حالا چی؟ می گه حالا حال ندارم، تِر می زنم!
*********************************************************************
۷-يه روز يه آدم مهم براي بازديد به يه تيمارستان رفته بوده. موقع بازديد يكي از ديوونهها شروع ميكنه به مسخره كردن طرف. يارو عصباني ميشه و مي گه: مرتيكه، تو خجالت نميكشي؟ من فلاني هستم! در همين حين يه ديوونه ديگه از اون طرف مياد سراغش و ميگه: غصه نخور، تو هم خوب ميشي. اوني رو كه اون گوشه نشسته ميبيني؟ وقتي اومد اينجا ميگفت: من ناپلئون بناپارتم، الان خوب شده، تو هم خوب ميشي.
حیف نون ميره در خونه دوستش و هر چي در مي زنه كسي در رو باز نمي كنه. با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم
*******************************************************************************
۸-پسره اونقدر به دوست دخترش نامه مي ده كه بالاخره دختره با نامه رسون ازدواج مي كنه
|
+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 13:41
|